تبليغاتX
پایگاه دلتنگی های من

پایگاه دلتنگی های من

مهم ترین روابط عاشقانه آدم ها با احمقانه ترین دلایل ممکن تمام میشوند...!

تست ادواری گاز CNGخودرو را جدی بگیرید... حتما برای تکمیل بیمه اقدام کنید...
عجب اوضایی شده حتما باید یه بلایی سرمون بیاد یه حادثه ای رو با چشممون ببینیم با پوست و خونمون تا همه به فکر بی افتیم... ما هی به مشتریا می گفتیم برادر من بیا و این بیمه گاز خودرو تونو تمدید کنید یا بیمه اش کنید ولی کو گوش شنوا... می گفتیم خودتون گاز رو دست کاری نکنید پیش تعمیرگاهای غیر مجاز نرید ولی همه فقط می خندیدند مسخره بازی در میاووردن فکر می کردن ما میخوایم مثلا سر کیسشون کنیم اما حالا بعد از انفجار اون سمند ای اف سون تو جایگاه سوخت همه تازه فهمیدن بابا گاز هم چیز خطرناکیه خلاصه چندروزه همه برای تست و عیب یابی و تمدید بیمه و ورچسب سوختگیری هجوم آووردن...

پ.ن: سمند ای اف سون که دچار انفجار شد توسط یه تعمیر گاه غیر مجاز با استفاده از آچار شیر مخزن غیر استاندارد تعویض مخزن شده بود به و به علت نا آگاهی از  رویه تعویض شیر مخزن دجار این حادثه محیب که خوشبختانه تلفات جانی نداشت البته خسارت بسیار سنگینی به جایگاه سوخت و سمند وارد رد...

پ.ن: چشام داره قیلی ویلی میره از خواب مطالب بالا رو هم احساس کردم باید حتما بنویسم ربطی

به مطالب وبلاگ نداره اما چه کنیم که مسولیم...

برای گرفتن بیمه گاز یا باید به مراکز معاینه فنی مراجعه کنید یا به کارگاه های مجاز نصب گاز CNG مراجعه کنید...

بیمه گاز دو نوعه تک کپن و دو کپن قیمت نوع تک کپن 15تومن و دو کپنه تکمیلی 17تومن .

نوع دو کپنه خیلی بهتره... 

[ 91/02/25 ] [ 0:8 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]

تولد حضرت زهرا و روز زن و همچنین روز مادر  رو به همه عزیزان تبریک عرض می کنم

پ.ن: دنیایی که دیگر نیست ، وختی بابا نیست !!!

 

[ 91/02/24 ] [ 0:53 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
هی هرچی می خوام دیگه نویسندگی رو بزارم کنار اما نمیشه این دلگرفتگی لامثب دست

از سرم بر نمیداره. دلم خیلی عجیب نا جوانمردانه گرفته...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد.

 


برچسب‌ها: خانه خبراب تو شدم, نویسندگی
[ 91/02/23 ] [ 0:9 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
ترکــت مي کنم تا هر سـه راحت شویم
  ترکــت مي کنم تا هر سـه راحت شویم
من ، تـو ، رقـــيبم
مـن از قيد تو
او از قيد من
و تـــــو از قید خیــانت !!!

 

[ 91/02/21 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
جای آدم بی شخصیت تو این وبلاگ نیست...خودم میرم...
من میرم یه وقتی که آدم شدم یه وقتی که از این وضعیت افسردگی در اومدم شاید بازم اومدم شایدم

هیچ وقت نیومدم... جایی دیگه وبلاگی ندارم... . فعلا شخصیتمو از دست دادم این وبلاگ هم جای یه 

آدم بی شخصیت و بی معرفت نیست...  از دوستانی که باعث شدم از دست من تو این مدت دلگیر و

ناراحت بشند حلالیت میطلبم .....

پ.ن: گوشه گیر شدم مردم گریز دنبال یه جایی میگردم هیشکی نباشه داشتم به مردن فکر می کردم

ترسیدم اون دنیا از این دنیا شلوغ تر باشه... مثل همه دوستام از دست خودم شاکیم....

از اینکه مدتی همراه این وبلاگ بودید ممنونم

تیغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بریده ،
که سکوتم "بند" نمی آید !
........
آدم ها لالت می کنند...
بعد هی می پرسند...
چرا حرف نمی زنی !!!!!!!!!!!

این خند دار ترین نمایشنامه ی دنیاست ...
...........
مـــهـــم نـــیـــســـت بـــزرگ بـــاشـــی یـــا کـــوچـــک ؛

مهم این است که مـــرد باشی و پـــای حرفت بایستی ....

 وگرنه دهان هر نامردی بوی گند دوســتــت دارم میدهد ... !!

..........


 

بنواز پیرمرد ،
که شاید آن آهن پشت سرت
 از شرم صدای ساز تو آب شود
.....
دلم حضور مردانه می خواهد

نه اینکه مرد باشد نه ...

مردانه باشد

حرفش

قولش

فکرش

نگاه.....ش

قلبش و ...

آنقدر مردانه که بتوان تا

بینهایتِ دنیا به او اعتماد کرد

تکیه کرد

البته بدون تظاهر

.......

 

[ 91/02/17 ] [ 1:8 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
زیر سایه بون چشمات

زیر سایه بون چشمات تو شبستون نگاهت، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم، بین پاییز و زمستون

انتظار و نم بارون، میون نامهربونی تا بخویی برات میمیرم

........

...........

 اس ام اس های جدید عاشقانه و دلتنگی


برچسب‌ها: زیر سایه بون چشمات
[ 91/02/16 ] [ 0:20 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
کی دختر شود وفادار و عاشق
کی گرگ شود به بره یاور ای مرد

                                             کی دزد شود امین و یاور ای مرد

نامرد به پند مرد گیرد؟ هیهات

                                            این پنبه ز گوش خود در اور ای مرد

کی دختر شود وفادار و عاشق

                                        این فکر را ز خود دور ریز ای مرد

 

 

 


برچسب‌ها: دختر شود وفادار و عاشق
[ 91/02/15 ] [ 11:12 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]

 

تنهای اول ، هیچکس همراه نیست !
 


برچسب‌ها: تنهای اول هیچکس
[ 91/02/15 ] [ 1:19 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
هر روز بی تو روز مباداست ، روزی شبیه به امروز ، روزی شبیه به دیروز ، روزی شبیه به فردا

فدایت ای گل زیبای هستی / نمیدانم کجا بی من نشستی / قشنگی های فردایم تو هستی / یگانه گنج دنیایم تو هستی .
 
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی /
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی / کو مهربان راز داری کو دل پر طاقتی / شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت / شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی .
 
خواهم که در این غمکده آرام بمیرم / گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم / خواهم ز خدایم که به دلخواه بمیرم / یعنی که تو را بینم و آنگاه بمیرم .
 


 

[ 91/02/15 ] [ 1:12 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
یادمانی بر میراس پدریمان
 
[ 91/02/14 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
ابر و باد مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
 

دستم طوریش نیست فقط کمی عضولاتش شکافته بود و خونریزی مختصری کرده شلنگه رو هم از دستم

خارج کردن . اما فعلا هنوز وقتی انگشتانم رو تکون میدم از قسمت بازوهام احساس خوبی ندارم...

همچنین دکتر گفت تا یک ماه از انگشتان دستم استفاده نکنم ... برای یه وبلاگ نویست خیلی مصیبته که

نتونه از انگشتانش استفاده کنه...

قبلا که پشت میز نشین نبودم و فعالیت داشتم مثل الان انقدر خسته و کوفته نبودم امروز هی دیدم

دلم برای کار کردن تنگ شده هر از گاهی گریزی میزدیم و کار می کردیم واقعا حالا می فهمم بعد از اینکه

یه ماشین رو تنظیم می کنم و صاحبش راضیه و یه خسته نباشید میگه و تشکر می کنه واقعا تمام

خستنگی از تنم در میاد .

روز جمعه رفتم در مغازه فرامرز باطری ساز دوست قدیمی خودم کلی از دیدار هم دیگه خوشحال

شدیم جلوی در مغازه اش یک جوجه کفتر فکر می کنم ۱ماهه که حالت گیجی داشت توجه ام رو

جلب کرد پرسیدم این چیه اینجاست چرا وت و وله ؟ که گفت این مریضه و سر گیجه گرفته انداختیمش

اونجا تا گربه بیاد بخوردش یکم به کفتره نگاه کردم راسیتش خیلی دلم براش سوخت واقعا از زیبایی هیچی

کم نداشت یک طوقی به رنگ قهوه ای (سرخ مانند) دور گردنش بود خودش هم که سفید با چشمانی

مشکی دلمو برد به فرامرز گفتم اینو بدش به من ببرم گفت به درد نمی خوره مریضه می میره حداقل گربه

می خوره گفتم اشکال نداره یا میمیره یا زنده میمونه فرامرز نگاهی عاقل اندر صفیه به من کرد و گفت ورش

دار ببر وقتی کفترو با دستم گرفتم بسیار لاغر و ضعیف بود همش دور خودش می چرخید سرشو کج نگه

داشته بود گزاشتمش توی صندوق موتورم که تازه خریدمش درشو بستم بردمش خونه وقتی در صندوق رو

باز کردم اول احساس کردم مرده بعد دیدم یکمی نفس می کشه کلا ازش قطع امید کردم از طرفی هم

فرامرز پرهای حیوونه زبون بسته رو قیچی کرده بود که گربه بدون زحمت یه لقمه چپش کنه ... وقتی دیدم

حالش بدتر شده و رو به موته بردمش گذاشتم تو حیاط که گربه بیاد قبل از مردنش بخورتش وقتی گذاشتم

اومدم تو خونه همش فکرم پیشش بود عضاب وجدان داشتم یهو دیدم گربهه اومده پایین تا دیدمش دلم

هری ریخت سریع دوییدم سمت در و باز کردم و گربهه رو که در آستانه گرفتن کفتر بیچاره بود رو پیشت

کردم و در رفت رفتم کبوتر رو بقل کردم یکم نگاش کردم می شد ترس رو از چهره بی جونش خوند نوازشش

کردم و با دست کمی بهش آب و دون دادم و گذاشتم تو قفس صبح که بیدار شدم اول رفتم سراغ کفتره

دیدم کلشو گذاشته رو زمین دور خودش می چرخه دیروز دیدم حالش بهتره اما هنوز گیج و منگ بود

اما امشب که اومدم خونه وقتی دیدمش وزنش که بیشتر شده بود و حالتش خیلی بهتر شده بود الانم

همین جاست وقتی نگاش می کنم کلی لذت می برم از اینکه جون یه موجود زنده رو نجات دادم احساس

خوبی بهم دست داده با اینکه تا چندماه پیش خودم کلی کفتر زینتی داشتم این کفتره یه چیزه دیگه است

شاید هدیه ای باشه از جانب خدا برای آشتی دوباره

پ.ن: آهنگ وبلاگم خوشگله؟ من که خیلی این شعرشو دوست دارم


برچسب‌ها: جمعه, کفتره طوقی, مریضه
[ 91/02/12 ] [ 0:30 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
مطالب خصوصی...
[ 91/02/10 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
دو اتفاق یکی خوب یکی بد
اول بدشو می گم بعد خوبشو می گم که تلخیه بده رو شیرینی خوبه خنثا کنه اول اینکه دستم چند

روز پیش در حین کار احساس کردم یه صدای قرچی از تو بازوی دست راستم که چندماه پیش

عمل کرده بودمش اومد اول جدی نگرفتم بعد از دیشب احساس کردم دستم سنگینی می کنه امروز

مرخصی گرفتم رفتم دکتر بعد از انداختن عکس و آزمایش و از این جور حرفا دکتره گفت ترومای دستم

که عمل کردم دوباره پاره شده خلاصه گفت چیزی نیست خلاصه رفتم اتاق عمل دستمو سر کردن

بعد سرواخ کردن الانم که یه شلنگ و یه چیزی مثل فنر بهش گذاشتن تا لخته خوناش خالی بشه الانم

موقع تایپ که انگشتامو دارم تکون می دم احساس خوبی ندارم... فردا باید برم mri بعد از اون معلوم

میشه لازم هست عمل کنم یا نه...

اما خبر خوب اینه که چندروز قبل از اینکه دستم این مصیبت سرش بیاد شدم همه کاره شرکت و با

حفظ سمت مسول فنی بقیه مسولیتای دیگه هم گردنه منه کلا دیگه حاج عباس بعد از اختلافاتی

که با گروه داشت خودشو کنار کشید و تو یه جلسه ۶نفره هر ۶نفر من رو انتخاب کردن به عنوان

جانشین حاج عباس .

پ.ن: چندروزی  نیستم... دستم درد نمی کنه اما وقتی انگشتاشو تکون میدم احساس خوبی

ندارم ....

  پیشنهاد می کنم حتما سری هم به مزار شهید پلارک بزنید

 آدرس (بهشت زهرا قطعه 26 شهدا، رديف 32، شماره 22)

بهتره که من نگم خودتون برید متوجه میشید که چی می گم از وقتی رفتم اونجا دیدم به همه چیز

عوض شده ... (چشمه هایی از نور خدارو میشه دید) شاید قطعه ای از بهشته شاید نه حتما....


برچسب‌ها: شهید پلارک, بهشت زهرا قطعه 26
[ 91/02/10 ] [ 1:10 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
زندگی اجباری
آخه من این زندگی اجباری رو می خوام چیکار کنم؟!!! اگه نخوام زنده باشم باید کیو ببینم مصیبت

داریما...


برچسب‌ها: زندگی اجباری
[ 91/02/08 ] [ 8:19 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
خدا را برايتان آرزو دارم.
خداوند تنها روزنه اميدي است كه هيچگاه بسته نمي شود،

تنها كسي است كه با دهان بسته هم ميتوان صدايش كرد،

با پاي شكسته هم ميتوان سراغش رفت،

تنها خريداري است كه اجناس شكسته را بهتر برمي دارد،

تنها كسي است كه وقتي همه رفتند،مي ماند،

وقتي همه پشت كردند،آغوش مي گشايد،

وقتي همه تنهايت گذاشتند،محرمت مي شود،

و تنها سلطاني است كه دلش با بخشيدن آرام مي گيرد نه با تنبيه كردن،

خدا را برايتان آرزو دارم.

برچسب‌ها: خدا را برايتان آرزو دارم
[ 91/02/08 ] [ 5:27 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
گندم...........
 

پ.ن: یکمی دچار سر در گمی شخصیت و هویت شدم ...

ن.س: مخفف نظر سنجی بید... قالب وبلاگم چطوره؟خوب بید؟

پ.ن: ورداشتم یه عالمه وبلاگ هم زمان باز کردم همشونم وبلاگاشون آهنگ داره یکی شاد یکی

غمگین یکی رپ. یکی پاپ خلاصه همه نوع آهنگی با هم قاطی شده مثل این آدما سادیسمی

نشستم دارم آهنگ مختلت گوش میدم....

آهنگ نوشت : تو که رفتی باز هوا بد شد روزگار از بد و بدتر شد....


برچسب‌ها: گندم, غمگین, رپ, پاپ
[ 91/02/06 ] [ 11:4 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
خبر خوب اینه که.........
مرغ عشقا بلاخره بعد از چندین و چند ماه امروز بلاخره تخم گذاشتن صبح که از خواب پاشدم دیدم

انگار خیلی حالات ذوق کردن و شادی دارند هم زدن زیر آواز و برا خودشو چه چهی راه انداختن خلاصه

سارا خانوم رفته تو لونه اش روی تخماش خوابیده بود و  ابولفظل شوهرش با دمش گردو میشکست

کلی شاد بودن منم از خواب بیدار کردن . این دوتا زوج جوان مدت ها بود که نازا شده بودن و تخم

نمیزاشتن کلی دعوا و درمون کردن تا بلاخره بعد از مدت ها دارند به آرزوهاشون می رسند...

ایشالله همه به آرزوهای قشنگشون برسند.

هدیه من به این دوتا زوج عاشق یک قفس خیلی خیلی خیلی خیلی  بزرگه که عیدی بهشون دادم .

الانم به مناسبت بچه دار شدنشون یه تاب گنده خوشگل گرفتم که کلی باهاش تاب بازی می کنند و

لذت می برند.......

پ.ن:  شهادت حضرت زهرا رو به تمامی مسلمونای دل سوخته تسلیت عرض می کنم هرجا رفتید

روضه یاد ما هم باشید....

پ.ن: از دوستانی که جواب اس ام اس و زنگشون رو نمی دم هم معذرت خواهی می کنم...

[ 91/02/06 ] [ 11:36 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
گم گشته
چندروز پیش رفتم یه شارژ ایرانسل گرفتم بعد گذاشتم تو جیبم شب که می خواستم گوشیمو شارج

کنم هرچی گشتم شارژمو پیدا نکردم خلاصه بدجوری کنف شدم و رفتم تو کف شارژه فکرشو بکن

پول بدی شارژ بخری ولی شارژه گم بشه ...

الان داشتم آب و دون مرغ عشقارو چک می کردم یهو دیدم یه شارژ افتاده رو لونه اشون یه نگاه کردم

دیدم مثل اینکه روش هنوز روکش داره تراشیده نشده به این نتیجه رسیدم شارژه همون شارژ گم

شده منه...خلاصه کلی ذوق کردم

پ.ن:شارژو که ورداشتم دیدم مرغ عشقا انگار بد نگاه می کنند بعد از استفاده گذاشتم سر جاش.


برچسب‌ها: شارژه ایرانسل, لورفتن شارژ ایرانسل
[ 91/02/03 ] [ 9:45 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
درس شماره 1
 با توجه به اینکه می خواستم تغییراتی تو زندگیم ایجاد کنم لذا تصمیم گرفتم اول از وبلاگم

شروع کنم .

از این به بعد این در اینجا پاسخ گوی سوالات دوستان در زمینه (تون آپ  و ماشین های دوگانه CNG )

سوز هستم ...

پ.ن: بعد از شام اینجا مطلب اضافه می کنم....

[ 91/02/02 ] [ 10:33 بعد از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]
چشم امیدو ببر از آسمون

میبینم صورتمو تو آینه     

با لبی خسته میپرسم از خود

این غریبه کیه از من چی می خواد

اون به من یا من به اون خیره شدم

باورم نمیشه هرچی میبینم

چشامو یه لحظه رو هم میزارم

به خودم می گم که این صورتکه

میتونم از صورتم ورش دارم

می کشم دستمو روی صورتم

هرچی باید بدونم دستم میگه

منو توی آینه نشون میده

میگه این تویی نه هیچ کس دیگه

جای پاهای تموم قصه ها

رنگ غربت تو تموم لحظها

مونده روی صورتت تا بدونی

حالا امروز چی ازت مونده به جا

آینه میگه تو همونی که یه روز

می خواستی خورشیدو با دست بگیری

ولی امروز شهر شب خونت شده

داری ببی صدا تو قلبت می میری

می شکنم آینه رو تا دوباره

نخواد از گزشته ها حرف بزنه

آینه میشکنه هزار تیکه میشه

اما تو هر تیکش عکس منه

عکسا با دهن کجی بهم میگن

چشم امیدو ببر از آسمون

روزا با هم دیگه فرقی ندارند

بوی کهنگی میدن تموم میشییی...


برچسب‌ها: روزا با هم دیگه فرقی ندارند
[ 91/01/30 ] [ 0:46 قبل از ظهر ] [ امیر حسین ] [ ]

 

انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

 

پ.ن مطالب بالا تماما از یه وبلاگ برداشت کردم چون ارزش کپی پیست رو داره...